من همراه دلتنگی هایم شب های طولانی
را سپری می کنیم در حالیکه تو نیستی من
وچشمهایم می پرسیم اون بهترین عشق
کجاست . قلب من اسم تو را صدا می زند و
وجود من به سوی تو می رود. زمان در من از
حرکت باز می ایستدو به انتظار دیدن چشمانت
باقی خواهد ماند. به سوی من برگردتا تو را ببینم
وقلبم ارام شود . من را از دلتنگی هایم نجات بده
چشمانم لبخند خواهند زد و اهنگ شادی را خواهند
خواند و تو را همچون خودم دلتنگ خواهند دید. اوه از
اتش قلبم . به هنگام جدایی چشمان من با خواب غریبه
هستند. نه یک روز نه یک ماه ونه حتی صد روز . قلب من
اسم تورا صدا می زند و وجود من به سوی تو می رود. زمان
در من از حرکت باز می ایستد وبه انتظار دیدن چشمانت
می مانم......