تبليغاتX
ღمکانیک قلبهای تصادفیღ


ღمکانیک قلبهای تصادفیღ

ღღبزرگ ترین وبلاگ عاشقانهღღناناز



تا ساعت 10.40 دیروز یعنی دیشب بیرون بودم داشتم با یکی از دوستام حرف های جدید می زدیم با اینکه دلم گرفته بود ولی از طرز حرف زدنم خیلی خوشم اومده بود. آره حرف های جدید!!

اینکه برو درستو بخون از فلانی یاد بگیر و برو آدم شو و این حرف هارو که همه میزنن !! مگه نه!؟

حرف های جدید به روح ادم تازگی میده البته اگه صدای قلبش بذاره گوشاش بشنوه!!


منتظر صدای مامان بودم که بازم بگه پاشو بخواب ولی خبری نشد و قتی به ساعت کامپیوتر نگاه کردم 3.47 رو نشون میداد.

چشام باز نمی شد نمی دونم چرا عرق کرده بودم کامپیوتر رو خاموش کردم و از اتاق زدم بیرون بوی سیگار داداشم کوچیکم حالمو بهم میزد چند تا تم واسه گوشی ام دانلود کرده بودم و یه کم با گوشی بازی کردم رفتم بالکن دراز کشیدم و چشم به آسمون دوختم

یه لحظه یاد اون حرف کیلیشه ای  اوفتادم که می گن طرف تو هفت آسمون یه ستاره نداره

شروع کردم به شمارش ستاره ها تونستم 104 تا بشمارم.

بعدش چشماشو تو آسمون ترسیم می کردم یاد یکی از حرفاش افتادم!!

فردا می خوام فیلم هندی رشته ی عشق رو از کلوپ سر کوچمون بگیرم

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 20:1 توسط دوزلی بوی| |

tabrizim

بقیه عکس ها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 0:26 توسط دوزلی بوی| |


Design By : Night Skin